عطا ملك جوينى
237
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
ابن « 1 » الهادى بن نزار ، و در عرف طايفهء ملاحده شهرت اين حسن بعلى ذكره السّلام 68 « 2 » بودى و اصل اين و ايراد اين لقب بر آن شخص در اوّل دعائى بوده است كه بايّام او بهم مىگفتهاند بعد از آن لقبى مشهور شده است او را كه جز بدين لقب نخواندند ، و بر جمله حاصل اين مذهب بى حاصل و سرّ اين دعوت « 3 » سراسر شرّ اين بود كه بر قاعدهء فلاسفه عالم را قديم گفتند و زمانرا نامتناهى و معاد را روحانى ، و بهشت و دوزخ و مافيها « 4 » را همه تأويل كردهاند كه معانى آن وجوه تأويل بروحانى باشد ، پس بنابرين اساس گفتند قيامت نيز « 5 » آنوقت باشد « 6 » كه « 7 » خلق با خدا رسند و بواطن و حقايق خلايق ظاهر « 8 » گردد و اعمال طاعت مرتفع شود كه در عالم دنيا همه عمل باشد و حساب نه و آخرت همه حساب باشد و عمل نه [ و اين ] « 9 » روحانى است و آن قيامت كه در همهء ملل و
--> انها جز يك حرف تاء تفاوتى نيست ، و ثانيا چون نسب اين حسن بعقيدهء الموتيان بخلفاء فاطميّين مصر ميرسد و خود حسن و پدران او تا نزار بن المستنصر بعقيدهء ايشان همه امام و دنبالهء همان خلفا و صاحب همانگونه القاب بودهاند و المهدى چنان كه معلوم است لقب اوّلين خليفه از اين سلسله بوده لهذا بسيار مستبعد است كه باز عين همان لقب براى يكى ديگر از افراد آن سلسله تكرار شود چه تكرّر القاب تا آن عهد ما بين هيچيك از طبقات خلفاء اسلامى معهود نبوده است و فقط از قرن هفتم ببعد ما بين خلفاء صورى عبّاسى در مصر تا اندازهء معمول گرديد ، ( 1 ) ج ى ك ل م « بن » را ندارند ، ( 2 ) رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 3 ) « دعوت » فقط در ب د ط ، ( 4 ) كذا فى جميع النّسخ ، نه « فيهما » كما يمكن ان يتوهّم ، ( 5 ) آ ج ز ى م افزودهاند : كه ، ( 6 ) « باشد » فقط در ب بتصحيح جديد و د ، ( 7 ) كذا فى ب د ز ط س ، ساير نسخ « كه » را ندارند ، ( 8 ) « ظاهر » فقط در ب بتصحيح جديد و جامع b 108 ، ساير نسخ ندارند ، ( 9 ) « و اين » از جامع b 108 افزوده شده براى تكميل معنى و در هيچيك از نسخ ندارد ،